شنبه ۸ شهریور ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۰

کارگردان «اتاقک گلی»:

«مدیران فرهنگی» فقط به تولید آثار توجه دارند و در «اکران» اثر را رها می‌کنند/ آثاری چون «اتاقک گلی» برای آن‌ها فقط نقش تکمیل‌کننده رزومه‌شان را دارد!

فیلم سینمایی اتاقک گلی

سینماپرس: محمد عسگری با اشاره به اینکه «اتاقک گلی» اثری قهرمان‌محور است تأکید کرد که مخاطب با دیدن این فیلم می‌تواند متوجه شود که منافقین چه جانورانی بودند.

به گزارش سینماپرس، به بهانه اکران «اتاقک گلی» ایلنا با محمد عسگری گفت‌وگویی داشت که در ادامه مشروح آن را می‌خوانید:

ایده و ساختار فیلم «اتاقک گلی» چگونه شکل گرفت؟

بخش‌هایی از قصه این فیلم کاملاً واقعی است، در واقع تا آنجای قصه که دسته‌ای از یکی از گردان‌های لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله عازم منطقه غرب می‌شود و توسط راننده کامیونی که بارش گچ است به منطقه‌ای منتقل می‌شوند قصه واقعی است و از آنجا به بعد قصه‌هایی به ماجرا اضافه شده است که البته بخش‌هایی از صحنه‌های جنگ نیز کاملاً بر اساس واقعیت به تصویر کشیده شده‌ است. مطمئناً ما برای روایت قصه‌ای در دل تاریخ معاصرمان نیازمند دراماتیک کردن داستان بودیم و طبیعی است که بخش‌هایی از فیلم بر پایه درام طراحی شده باشد.

روایت قصه‌ای عاشقانه در دل جنگ می‌تواند ایده‌ای جذاب باشد که در فیلم‌های سینمایی بسیاری استفاده شده است. عشقی که در «اتاقک گلی» می‌بینیم چقدر بومی و ایرانی است؟

عشق بسیار زیبا، قابل ستایش و دیدنی است و چنین پدیده‌ای در کنار خشونت جنگ می‌تواند برای مخاطب فضایی جذاب ایجاد کند. فداکاری برای عشق هم مسئله‌ای است که در قصه‌های عاشقانه جذاب و دیدنی است اما در «اتاقک گلی» قهرمان قصه فداکاری والاتری دارد و او برای عشق به یک ملت دست به فداکاری می‌زند و من معتقدم که این ویژگی عشق «اتاقک گلی» را کاملاً ایرانی می‌کند.

قهرمان قصه ما به دنبال این است که نامزدش را نجات دهد و هدفش بزرگ‌تر می‌شود و به نجات هموطنانش و مردم روستا می‌رسد.

«اتاقک گلی» روایتگر قصه‌ای است که بخشی از آن در عملیات مرصاد می‌گذرد. چرا اطلاعات زیادی درباره این عملیات و جبهه مقابل به مخاطب ارائه نمی‌شود؟

من در چند سکانس بلند به این موضوع پرداخته‌ام و فکر می‌کنم بیشتر از این، پرداختن به این موضوع برای مخاطب آزاردهنده می‌شد. یک بار در یک سکانس که جلسه‌ای بین فرماندهان ارشد است به ماهیت دشمن اشاره می‌شود و چندین بار هم در موقعیت‌های مختلف درباره اینکه ما با چه کسی می‌جنگیم و آیا جبهه مقابل هموطنان ما هستند یا خیر صحبت می‌شود و سردرگمی‌های موجود در این موقعیت در فیلم کاملاً مشهود است.

نکته دیگر این است که از منظر منطق روایی ما نمی‌توانستیم وارد جبهه دشمن شویم و آن‌ها را نشان دهیم. «اتاقک گلی» فیلمی قهرمان‌محور است و دوربین من باید در کنار قهرمان باشد و ما او را دنبال می‌کنیم. ورود به جبهه منافقین دغدغه ما نیست و اگر قهرمان قصه وارد جبهه منافقین شود دوربین هم با او خواهد بود اما وقتی که این اتفاق رخ نمی‌دهد طبیعتاً دوربین در کنار قهرمان است.

در این فیلم ما با یک فرد عادی یک آدم معمولی روستایی همراه هستیم که در مسیر قصه رفتار قهرمان‌گونه‌ای به اندازه یک انسان معمولی انجام می‌دهد.

بر خلاف فیلم «آسمان غرب» در «اتاقک گلی» سعی داشتید قهرمان قصه کاملاً فردی زمینی و واقعی باشد.

فیلمنامه نقشه راه ما در به تصویر کشیدن قهرمان‌های قصه است. در «آسمان غرب» ما روایتگر قصه آدمی معمولی نیستیم، شهید شیرودی یک قهرمان است که ما سلحشوری و جنگندگی این فرد در برابر دشمن را به تصویر می‌کشیم و لازم است که فیلم وارد فضایی اسطوره‌ای شود اما در «اتاقک گلی» تمام دغدغه ما این بود که به سمت باورپذیری برویم و خروجی اثر به فضای مستند نزدیک باشد.

هر شخصیت را باید در ظرف خودش روایت کرد و مطمئناً ظرفیت پرداخت اسطوره‌ای نسبت به شهید شیرودی و شاهوی «اتاقک گلی» با هم متفاوت است.

در این سال‌ها فیلم‌های متعددی درباره منافقین ساخته شده است. «اتاقک گلی» نیز تا حدی معرف این گروه است. به نظر شما چه اهمیتی دارد که مخاطب امروزی منافقین را بشناسد؟

فیلم من درباره عوامل شکل‌گیری این گروه نیست، من در این فیلم به مخاطبم نشان می‌دهم که آن‌ها چه جانورانی بودند و در چه برهه‌ای با مردم چه کردند. در «اتاقک گلی» اقدامات مخرب منافقین را به وضوح می‌بینید و در بخش‌هایی هم سعی کردیم ایدئولوژی این گروه را نشان دهیم؛ گروهی که خود را ارتش آزادی‌بخش می‌داند اما مردم یک روستا را در آنجا زندانی می‌کند. من سعی کردم پرداختم به این موضوع بسیار نمادین و سمبلیک باشد.

تاریخ این مملکت را قهرمانان آن می‌سازند و توجه جامعه به قهرمانانش برآمده از تمدن این جامعه است. ضد قهرمان فیلم ما وطن‌فروشی است در نقاب مردم‌خواهی، کسی که از پشت سر به مردم تیر می‌زند و بعد از روبرو این کار را انجام می‌دهد. ما جنایت این گروه را نشان می‌دهیم، اعضای این گروه چاقوی کوچکی داشتند که روی بدن هموطنانمان علامت می‌گذاشتند تا بگویند که این افراد را ما کشتیم. شاید بتوان در ظاهر آن‌ها را هموطن دانست اما رفتار آن‌ها رفتار یک هموطن نیست.

هنوز هم این جریان یا جریان‌هایی مثل منافقین در کشور وجود دارد. کسی که محل زندگی دانشمند هسته‌ای را به دشمن می‌دهد یا محل برگزاری جلسه مقامات ارشد این کشور را در اختیار دشمن می‌گذارد هیچ فرقی با این جنایتکاران ندارد و هر دو را می‌توان وطن‌فروش دانست. وقتی که ما جاسوس و وطن‌فروش را بشناسیم به ضرورت اتحاد پی می‌بریم و متوجه می‌شویم که اتحاد در کشور چه اهمیتی دارد.

سه سال از فیلم «اتاقک گلی» می‌گذرد. دلیل عدم اکران این فیلم در این سال‌ها چیست؟

پس از اینکه مراحل پست پروداکشن فیلم انجام شد و فیلم به جشنواره فجر راه پیدا کرد، پس از جشنواره اختلافی بین سرمایه‌گذارهای فیلم (موزه دفاع مقدس و بنیاد شهید) با تهیه‌کننده به وجود آمد که باعث شد فیلم مدتی امکان اکران نداشته باشد.

در واقع بخشی از فیلمبرداری «اتاقک گلی» با اتفاقات سال ۱۴۰۱ همزمان شد و از آنجا که این فیلم در جوانرود که منطقه‌ای کردنشین است فیلمبرداری می‌شد نیروهای امنیتی آن زمان حساسیت زیادی به این منطقه داشتند و به همین دلیل فیلمبرداری «اتاقک گلی» در دو نوبت متوقف شد و برای بحث دستمزد عوامل اختلافاتی به وجود آمد که واقعاً تأسف‌بار بود چرا که باعث شدی فیلمی درباره شهادت، وطن، سرزمین، ناموس و... که پرداختن به آن از وظایف همه ارگان‌ها است چند سال اکران نشود.

آیا از شرایط اکران رضایت دارید؟

هر محصولی که تولید می‌شود برای دیده شدن نیاز به تبلیغات دارد، اگر شما باکیفیت‌ترین ماشین را تولید کنید و هیچ تبلیغی نداشته باشید قطعاً میزان فروشتان به حداقل می‌رسد.

متأسفانه موزه انقلاب و دفاع مقدس و بنیاد شهید بحث تبلیغات را جدی نمی‌گیرند و این آسیبی است که از سوی سرمایه‌گذارها به فیلم وارد شده است. باید در سطح شهر بیلبوردهایی برای معرفی این فیلم در نظر گرفته می‌شد تا حداقل مخاطبان متوجه شوند که چنین اثری اکران شده است. هیچ تبلیغاتی برای «اتاقک گلی» وجود ندارد و جدا از آن در بعضی شهرها این فیلم هنوز نمایشی ندارد؛ به عنوان مثال چند روزی است که اکران این فیلم در شهر کرج را پیگیری کردم و هیچ سانسی در هیچ سینمایی به «اتاقک گلی» اختصاص داده نشده است.

سانس‌هایی که به اکران این فیلم اختصاص داده شده بسیار محدود و در زمان‌های نامناسب است. تعداد سانس‌هایی که این فیلم دارد نسبت به یک سری آثار اینگونه است که برخی فیلم‌ها ۲۵۰ سانس دارند و «اتاقک گلی» تنها در ۱۰ سانس اکران می‌شود و من این وضعیت را یک ظلم بی‌رویه نسبت به برخی فیلم‌ها در سینما می‌دانم.

متأسفانه مدیران فرهنگی فقط به تولید آثار توجه دارند و در اکران اثر را رها می‌کنند و به نظر می‌رسد که آثاری چون «اتاقک گلی» برای آن‌ها فقط نقش تکمیل‌کننده رزومه‌شان را دارد.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.